سیل آمد شاعر آرزوبیرانوند
" سیل امد و ملخ ها را با خود به خواب برد گیریم مرا هم می برد به چه کار می اید این چند استخوان و گوشت فاسدی که هیچ اداره ایی روی آن مهر بهداشت نمی زند ول می شوم توی خیابان و با همه روسپی های ارزان قیمت می رقصم ول می شوم توی خیابان و برای اخرین بازمانده های اهنچی شعرمیخوانم شاید خوابش ببرد گیریم سیل می امد من را هم با خود می برد چه فرقی می کند،توی تختخواب ببینی ام یا میان جسدهای شناور درون این سیلاب 2 زندگی شاید به اندازه زیبایی گذشته ام زیبا نباشد و شاید به اند...
نویسنده :
آرزوبیرانوند
12:54



